السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
471
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
يعنى نطفه از لحظهاى كه شروع به رشد مىكند ، در ابتدا و قبل از رشد نباتى ، جسم طبيعى است . پس از آنكه جسم طبيعى را پشت سرگذاشت و شروع به رشد و نمو نمود جسم نباتى مىگردد . سپس جسم حيوانى مىگردد و در نهايت ، فصلِ اخير كه نفس ناطقه هست به او ملحق گشته انسان مىگردد . قبل از وصول به مرحلهء اخير تمام فصولى كه براى انواع قبلى حاصل مىشدند مانند صورت جسميه ( يعنى قابل ابعاد ثلاثه بودن ) كه فصل جسم طبيعى است يا نمو كه فصل جسم نباتى است يا حساسيت و تحركِ بالاراده كه فصل جسم حيوانى است اينها همه و همه به منزلهء معدات و شرايط و اسباب لحوق فصل اخير كه نفس ناطقه هست به شمار مىرفتند ، يعنى تا نطفه مراحل قبلى را و نوعيتهاى پيشين را كه با فصلهاى خاص خود حاصل مىشدند طى نمىكرد به مرحلهاى كه نفس نطقه به او افاضه شود نمىرسيد . اما وقتى كه اين مراحل را طى كرد و نفس ناطقه به او افاضه شد اين فصول و اجناس كه قبلًا معدات و شرايط محسوب مىشدند نقش خود را عوض كرده به عنوان خدمه و شعبههايى از نفس در مىآيند . به عبارت ديگر ، نفس ناطقه ، رئيس مىگردد ، و اجناس و فصول پيشين قوا و كارگزاران و خوادم امروز مىگردند . از اين جهت گفتهاند : بدن ، خواه طبيعى و خواه مثالى ، مرتبهاى از مراتب نفس و قوّهاى از قوّاى او مىشود و « نفس فى وحدته كلّ القوى » مىگردد . اين است معناى انطواى اجناس و فصول قبلى در فصل اخير . لكن در اينجا يك سؤال باقى مىماند و آن اينكه اگر تمام اجناس « 1 » قبلى در فصل اخير منطوى هستند ، چرا مؤلف در فقرهء بعدى خواهند گفت كه فصل ، مندرج و داخل در تحت جنس نيست ؟ آيا اين به معناى نفى انطواى اجناس ، در فصل اخير
--> ( 1 ) . براى توضيح بيشتر و اينكه چگونه اجناس و فصول پيشين در فصل اخير انسان منطوى هستند به شرح اسفار ازآيةاللَّه جوادى بخش چهارم از جلد ششم ص 183 - 190 مراجعه شود